0

چرا افسرده میشویم و راه حل آن چیست؟

دسته بندی ها : روانشناسی و طرز رفتار 22 اکتبر 2020 Sina Ma 176 بازدید
  • پیش گفتار

در این مقاله که بنظر خودم یکی از بهترین مقالاتم خواهد بود بهتون درمورد کتاب “Lost connections” از یوهان هاری “johann hari” حرف میزنیم و که یک نویسنده ی مطرح بریتانیایی هستش که بیشتر عمرش رو صرف تحقیق درمورد موضوع افسردگی و استرس و تنهایی کرده و بنظر من هم ایشون حرف های واقعا خوبی درباره ی موضوع افسردگی و استرس  و تنهایی دارن.

  • چرا یوهان این کتاب رو نوشته؟

یوهان  با طرح یک سوال که “چرا در چهل سال زندگی کردن اون هر روز وضعیت افسردگی و استرس در دنیا روز به روز بدتر میشه و چرا بطور کلی زندگی کردن در دنیا روز به روز سخت تر میشه؟ ” کارش رو شروع کرده. این مسله برای یوهان به نوعی شخصی نیز بود چون اون در نوجوانی پیش دکترش رفت و به اون گفت که : من یک حس درد درونی و ناراحتی دارم . دکتر اون هم به زبان بسیار ساده افسردگی رو به اون به این شکل توضیح داد که یک  ماده به نام سروتونین در مغز تو کم هست که این ماده باعث خوشحالی میشه و من قراره دارویی برای تو بنویسم که این عدم تعادل این ماده رو توی مغزت درست کنه.

دکتر برای اون داروی Paxil (پکسیل) رو نوشت و حال یوهان برای چند ماه خیلی خوب شد ولی بعد از چند ماه دوباره حس افسردگی اون برگشت و دکتر دوز دارو رو همینطور هر چند ماه بالا تر میبرد  و به جایی رسیده بود که در سن 13 سالگی یوهان بالاترین دوز رو که قابل تجویز بود مصرف میکرد ولی باز هم حس افسردگی شدیدی داشت . از اینجا بود که یوهان شروع به تحقیق درمورد افسرگی کرد و بیش از 40000 مایل صفر کرد تا با افراد متخصص و اساتید در این رابطه در سر تا سر جهان صحبت کنه.

  • چه چیز هایی باعث افسردگی هستند؟

یوهان به طور کلی به جاهای زیادی سفر کرد ولی در مجموع به این نتیجه رسید که 9 دلیل اصلی برای افسردگی وجود داره که دوتای اون بیولوژیکی هستند که به ژن های شما مربوط میباشند. بطور کلی همانطور که یک سری ها ژنتیکی استعداد چاقی دارند یک سری هم به علت ژنتیکشون راحت تر افسرده میشن ولی اکثر علت های افسردگی مربوط به بیولوژک ما نیستند و این علت ها به سبک زندگی ما مربوط هستن.

یوهان در ادامه اشاره داره که وقتی ما علت اصلی افسردگی خودمون رو درک میکنیم به راه حل های جالبی برای درمان اون میرسیم  که این راه حل ها بهتر هستند در کنار دارو های ضد افسردگی استفاده بشن.

یکی از دلایلی که در کتاب به اون اشاره داره این هستش که  :

ما یکی از تنها ترین جامعه ها در تاریخ بشریت هستیم.

تحقیقی که در آمریکا انجام شده که از افراد پرسیده شده که “چند رفیق دارید که میتونید در مواقع بحرانی بهشون زنگ بزنید و کمک بخواین ؟”  در جواب این تحقیق چندین سال پیش جواب معمول افراد 5  نفر بود ولی در حالی که همون سوال رو امروزه از آمریکایی ها پرسیده اند و جواب معمول 0 نفر بود.

در روند تحقیق ، یوهان به پروفسور john cacioppo (جان کسی یپو) رفت و اون انطور توضیح داد که :

چرا ما انسان ها وجود داریم؟ و چرا زنده هستیم؟ در جواب گفت که ما زنده هستیم چون اجداد ما در آفریقا فقط در یک چیز مهارت داشتند و اون هم ارتباط با یک دیگر بود. ما نه از حیوان های دیگه بزرگ تریم و نه سریع تر .ولی اجداد ما یعنی ساپینس ها به علت اینکه میتونستن قبلیه تشکیل بدن و با یکدیگر ارتباط برقرار کنن تونستن انقدر موفق بشن .

اون در ادامه میگه که همانطور که زنبور ها تکامل یافتن تا در کندو زندگی کنند ، ما انسان ها نیز تکامل یافتیم که در قبیله زندگی کنیم و اگر در واقعیت هم بخواین فکر کنید در زمان اجداد ما اگر شما از قبیله ترد میشدین بیشتر از چند روز نمیتونین زنده بمونین. هنوز که هنوزه هم در قرن 21 ما همان انسان ها هستیم و این موضوع امروزه نیز صدق میکنه.

ولی ما اولین نسل از تاریخچه ی 2 میلیون سالی انسان ها هستیم که سعی میکنیم بصورت قبیله ای زندگی نکنیم و این اصل مهم رو کنار بزاریم. و این کار داره به ما حس خیلی بدی رو تحمیل میکنه

  •  درمان ؟!

یکی از مهم ترین افرادی که در این کتاب درموردش حرف زنده دکتر Dr sam hampton ( سم همپتون ) هستش که یک روند جدیدی رو برای درمان افسردگی در راه خودش گرفته. این دکتر که میدونست بیمارانش به علت های منطقی مثل تنهایی احساس افسردگی میکنند ، به بیمارانش علاوه بر دارو های ضد افسردگی پیشنهاد کرده که هفته 3 بار به زمین خالی پشت مطب برن و اونجا همراه مریض های دیگه که افسرده بودند شروع به باغداری کنند و برای این کار اون ها اول باید باغداری رو با هم یاد بگیرن و بعد شروغ به کشت و پرورش کنند

تحقیقات زیادی هستش که نشون میده طبیعت کردی و در معرض طبیعت بودن میتونه به عنوان یک داروی ضد افسردگی خیلی قوی عمل کنه. نتیجه ی جالبی که بدست آورد این بود که این افراد با یکدیگر شروع به ساختن یک قبیله کردند . این یعنی به یکدیگر اهمیت میدادند و سعی میکردند مثل یک قبیله مشکلات یکدگیر رو حل کردن  و اگر برای مثال یکی از اون ها یک روز به اونجا نمیومد افراد دیگه حالش رو پرسجو میکردند و نگران میشدند.

ولی بعد از چند هفته که این افراد با یکدیگر بودند به صورت قابل توجهی افسردگیشون کم و کمتر شد. چون دلیل اصلی اون تنهایی بوده . در طبعیت ما انسان ها هستش که با یکدیگر در ارتباط باشیم و به یکدیگر اهمیت بدیم. یک تحقیق جالب دیگری در نروژ بود که نشون میداد این کار دو برابر دارو های افسردگی موثر تر بودند.

اگر بخوام بصورت خلاصه بگم : بهترین درمان ها برای افسردگی ، چیزهایی هستند که از همون اول دلیل افسردگی ما بودند.

  • شبکه های اجتماعی و بازی های آنلاین (CSGO)

اگر بخوایم به این سوال جواب بدیم که : ما چگونه با وجود این همه تکنولوژی که هر لحظه میتونیم با هر جای جهان در ارتباط باشیم افسرده هستیم ؟ و آیا این شبکه های اجتماعی بودن که مارو به این روز انداختن ؟ که در جواب یوهان میگه که : این مسله ی پیچیده ای هستش که جواب پیچیده ای هم داره ولی  اگر بخوایم به صورت ساده جواب بدیم جواب این هستش که بله . شبکه های اجتماعی باعث این افسردگی شدن .

برای جواب این سوال باید به اولین مرکز ترک اعتیاد به اینترنت بریم که در اونجا معمولا افرادی هستند که نوجوان هستند و معمولا میخوان بازی هایی مثل LOL یا CSGO یا فورتنایت رو کنار بزارن. یوهان با حرف زدن با این جوانان فهمید که این افراد چون حس داشتن قبلیه و اجتماعی شدن رو از بازی های کامپیوتری میگیرن به اون ها اعتیاد دارن. در حقیقت همانطور که گفتم این در ذات طبیعی انسان هستش که قبله تشکیل بده و این بازی های ورژن مصنوعی برای بودن در یک قبیله رو بهشون میداد. که به این مسله رو قبلا در مقاله ی “چرا بازی های کامپیوتری میکنیم؟” خودم که اوایل کارم انتشار دادم پرداختم.

روند اینکه ما تکامل نیافتیم که پشت کامپیوتر ها با هم صحبت کنیم یا از شبکه های اجتماعی برای ارتباط برقرار کردن استفاده کنیم باعث افسردگی ما شده. یوهان رابطه ی بازی های کامپیوتری و شبکه های اجتماعی رو با حرف زدن فیس در فیس رو مثل رابطه پورن و سکس میدونه . ما تکامل نیافتیم تا خودارضایی کنیم بلکه با تکامل یافتیم که واقعا سکس داشته باشیم . که بنظر من این تشابه یوهان بسیار منطقی به نظر میرسه و این یعنی ما داریم بر خلاف روند تکاملی خودمون عمل میکنیم

البته یوهان بر این باور نیست که شبکه های اجتماعی همیشه بد هستند ولی اگر شبکه اجتماعی پلی برای ما بشه تا افراد تازه رو ملاقات کنیم و در واقعیت با اون ها در ارتباط باشیم چیز خوبی هستش.

  • نظرات آخری خودم

یوهان در کتابش میگه : همانطور که انسان نیاز های فیزیکی مثل  غذا و هوا و آپ داره ; انسان نیاز های روانی هم داره که به همون اندازه مهم هتسند . مثل حس تعلق داشتن و محترم بودن و هدف برای زندگی داشتن و آینده روشن داشتن .

ما در دنیایی زندگی میکنیم که همه ی تبلیغات ها و جامعه به دنبال لذت های فوری هستند و لذت های اصلی زندگی رو فراموش کردیم . چیزی که در آخر میخوام از تجربیات خودم بگم این هستش که ما آرمان و ارزش هامون توی زندگی توسط این تبلیغات ها تبدیل به آرمان های  بدرد نخور میشن  و ما هر چه تبلیغات میبینیم حس خوشحالی کمتر میکنیم

پس فهمیدیم که افسردگی ما چه دلیلی داره و چگونه میتونیم درمانش کنیم . در صورتی که از مقاله من لذت بردین اون لایک کنید و یادتون نره ما هر هفته در  آپارات ، یوتیوب ، یا اینستاگرام  مقاله ای مثل همینی که دارین میبیند میزاریم پس مارو فالو و سابسکرایب کنید.

Sina Ma
Sina Ma

دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر در زنجان هستم و علاقه مند به حوزه ی ارزهای دیجیتال و پیشرفت فردی بخصوص در زمینه ی موفقیت مالی و روانشناسی هستم و عاشق راهنمایی افراد برای پیشرفت فردی آنها میباشم...

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) کانال اینستاگرام

مطالب زیر را حتما بخوانید:

  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد. چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.  

نظرات کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    لینک کوتاه :
    0